۱۳۸۵ شهریور ۲۰, دوشنبه

"وقاحت به توان بی نهایت"

فروتنی و افتادگی به طور قطع جزو خواص رایج بین مردم نیست، حداقل اگر هم قدیما بوده، با روند دنیای امروزی، دیگه زیاد پیدا نمیشه!... ولی برعکس نقطه ی مقابلش یعنی وقاحت و بی شرمی از اون چیزایی که توی این دور و زمونه پر یافت میشه... آدم هر چقدر هم که روزمره با این قضیه سر و کار پیدا میکنه، باز هم وقیح و پررو بودن بعضیها، آدم رو جداً مات و مبهوت میکنه!... تصورش رو بکنید: یک عمر همه جور بدی در حق کسی بکنید و در طی این مدت، چیزی به جز خوبی به عنوان جواب نگیرید. بعد که دیگه جون طرف رو به لبش رسوندید، فرار رو بر قرار ترجیح بده... و حالا تازه شما انتظار داشته باشید که این آدم بک عمر دیگه در سوگ شما به سووشون بشینه و چشم به راهتون باشه تا شاید شما دوباره اون رو مورد الطاف خودتون قرار دادید و چون از پلیدی تا به حال کم براش گذاشتید، بیصبرانه منتظر باشه که شما دین "انسانی" خودتون رو در حقش ادا کنید!... آیا شما اسم این رو "وقاحت به توان بی نهایت" نمیذارید؟!... سنگ پای قزوین هم واقعاً احساس شرمساری می کنه!!!...ا

هیچ نظری موجود نیست: